< •●ஜ خلاصه قسمت 43 سریال قبول میکنم ஜ●• | دانلود آهنگ جدید,کلیپ جدید,عکس
  

•●ஜ خلاصه قسمت ۴۳ سریال قبول میکنم ஜ●•
ارسال شده در تاریخ ۱۳۹۲/۱۲/۲۶ | مرتبط با : سریال قبول می کنم | ۴ دیدگاه

•●ஜ خلاصه قسمت ۴۳ سریال قبول میکنم ஜ●•

1897941 678726965499171 1561703766 n •●ஜ خلاصه قسمت 43 سریال قبول میکنم ஜ●•

خلاصه قسمت ۴۳ سریال قبول می کنم

قسمت ۴۳٫٫
خانه رشید….
مادر رشید داره میگه که من این غذا رو نمیخورم چون توش سمه و راضیه ریخته که راضیه میادو میگه خاله من اومدم اینجا که ازتون غذرخواهی کنم ولی شما باز ول نمیکنید و میگه خاله :خوب اگه اینطوریه بخور از این غذا و شیرین میگه زن داداش اگه اصرار داره بخور و راضیه مشکل خوردن من نیست مشکل اینه که خاله به من اعتماد نداره و میخوره و شروی میکنه گلوشو گرفتن و حالش بد مببشه که میان بهش آب میدن میگن چی شد و میگه حالم بد شد ولی به خاطر سم نه به خاطر اینکه شکر و فلفلو ایناش قاطی شده بود بدون نمک…و یه ذره میده به حمیرا و میگه ببین خال به دخترم هم دادم و اونم سرفه ش گرفت..

لطفا جهت مشاهده کامل به ادامه مطلب مراجعه نمایید…

زویا زنگ میزنه به رءیس ققنوس و کلی داستان سر هم میکنه درباره بابا بزرگش و اسد هی میگه از این کار جواب نمیگیریم که زویا میگه اگه من برنده شدم باید هر کاری میگم بکنی و مرده اول مخالفت میکنن و بعد میگه تنها کاری که میتونم بکنم اینه که شماره و آدرس ۳ نفر که از اون اسلحه دارنو بدم بهتون که زویا کلی ذوق میکنه و قرار بود هر کاری میگه انجام بده که اینه که اسد برقصه روی مبل و اسد مقاومت میکنه و میاد بگه با داد خان فرخی و دستشو میبره طرفش که زویا میترسه کلی و میره عقب و یاد اون روز توی بیمارستان میوفته که اسد میفهمه و غذرخواهی میکنه و زویام میگه ببخشید نمیخوای برقصی باشه و داره میره که اسد دستشو میگیره و با هم میرصن و آخرش میگه اسد خانمفرخی رقص یعنی این …و میره…
مادر رشید خوابه و چشماش باز میشه که میبینه راضیه بالای سرشه و میگه خاله جون دیگه تو کار من دخالت نکن به جایی نمیرسی برای این کار باید به عمق کار نفوذ کنی و …
اسد و زویا تو ماشینن و آدرس یکی از اون ۳ نفرو پیدا میکنه و دارن حرف میزنن که دست زویا تیر میکشه و اسد میفهمه و میگه دستت خوبه که میگه بله اینجوری نباش من عادت ندارم و اسد میگه مرسی خیلی کمکم کردی …و دارن حرف میزنن که یهو زویا میبینه اون یکیرو و اسد میگه الان کاری نداشته باش ما شاهدی نداریم و میبینه زویا نیستو زویا میدوه طرف مرده و داد میزنه و میگه منو میشناسی نمیتونی از دستم در بری و مرده که حرف میزنه میبینه لهجش فرق داره و اسد میگه ببخشید اشتباه گرفتیم..

مادر رشید دم استخره که میبینه راضیه دم آبه و داره تو آب دنبال چیزی میگرده و شیرین میاد ومیگه یکی میاد چیزای بیهوده انباری رو ببره شما چیزی ندارید اون روزنامه های درباره کارخونه رو که راضیه میگه نه ندارم و مادره میگه این راز چیه باید رفت تو اون کمد…
زویا به اسد زنگ میزنه و میگه اون دومی رو رفتم ولم نمیکنه دنبالمه آقای خان کمک و داره میدوه که یکی دستشو میگیره و اون اسده که زویا میگه حالا فقط یه نفر مونده …
اسد و زویا میرن تو جایی که ۳ اونجاست و دارن حرف میزنن که زویا میبینه اون رده داره خارجی به سربازا علایم کارو میگه که زویا میگه همینه و میدوه به طرفش و میزنتش و مرده همون فوشو میده که اونروز داد و برمیگرده و زویا رو میشناسه و اسدو زویا میدون دنبالشون و زویا پاش لیز میخوره میوفته تو بغل اسد و میره پایین و دکمه های بلیز اسد پاره میشه و میگه ببخشید که اسد میگه اشکالی نداره حالا میدونیم اینا از اینجا به بعدش راحته..
آیان به دستور مامان بزرگه میره تو اتاق راضیه و داره دنباله کلید میگرده که راضیه میاد تو اتاق که چیزی بزاره و آیام میره پشت پرده و راضیه زرنگ هم آیانو میبینه هم خاله… و تو دلش میگه خاله تو و نوت بیخیال بشید بهتره چون کار زیاد دارین

زویا میاد تو اتاق اسد و میخواد دکمه لباساشو بدوزه که دیگه اذیتش نکنه و اسد اجازه میده و میگه فقط حرف نزن …و زویا میگه چشم و اولش تا آخر کلی حرف میزنه و داره میره که همه چیز خوبه و جعبه سوزن نخ میریزه وسط اتاق و…
ایان میاد میگه پیدا نکردم و مادر بزرگه یاد استخر میوفته و آیان میره داخلش و پیدا میکنه و میره که راضیه میاد و دارن حرف میزنن و اینور اونور نگاه میکنه و مادر رشیدو میندازه تو آب و همه میان ومیگه من خودم نیوفتادم راضیه انداختم و راضیه میاد و میگه خاله چی شده و میگه بسه دیگه فیلم بازی کلیدم پیدا کردیم و میرن تو اتاق راضیه و تست میکنن به همه درها و میبینن واسه راضیه نیست که آخرش راضیه میگه نکنه این کلید واسه کماد خودتونه ….

سریال قبول میکنم هر روز ساعت ۱۸٫۰۰در شبکه جم
تکرار آن روز بعد ساعت ۰۴٫۰۰و ۰۸٫۰۰صبح

 

مطالب مرتبط با این موضوع:

خلاصه روزانه سریال کورت سئیت و شورا

خلاصه قسمت های روزانه سریال قبول می کنم

.

 

ساعت دیواری طرح قلب

مطالب مرتبط
  • •●ஜ خلاصه قسمت ۵۶ سریال قبول میکنم ஜ●•
  • •●ஜ خلاصه قسمت ۵۵ سریال قبول میکنم ஜ●•
  • •●ஜ خلاصه قسمت ۵۴ سریال قبول میکنم ஜ●•
  • •●ஜ خلاصه قسمت ۵۳ سریال قبول میکنم ஜ●•
  • •●ஜ خلاصه قسمت ۵۲ سریال قبول میکنم ஜ●•
  • •●ஜ خلاصه قسمت ۵۱ سریال قبول میکنم ஜ●•
  • •●ஜ خلاصه قسمت ۵۰ سریال قبول میکنم ஜ●•
  • •●ஜ خلاصه قسمت ۴۹ سریال قبول میکنم ஜ●•
  • •●ஜ خلاصه قسمت ۴۸ سریال قبول میکنم ஜ●•
  • •●ஜ خلاصه قسمت ۴۷ سریال قبول میکنم ஜ●•




  • نام شما *
    ایمیل * (نمایش داده نمی شود)
    سایت شما



    اوا در تاریخ ۱۳۹۳/۰۱/۱۰ ساعت ۲۱:۵۷:۲۳ گفته:

    سلام پس بقیه قسمتها چی شد؟ من بقیه داستان رو میخوام



    زهرا در تاریخ ۱۳۹۳/۰۱/۲۳ ساعت ۱۵:۴۴:۰۹ گفته:

    میگم اگه تواون غذا سم بوده پس چرا راضیه اون غذار و داد به دخترش؟ چرا حمیرا بعد از این که غذا رو خورد نمرد؟



    روژینا صریریان در تاریخ ۱۳۹۳/۰۳/۰۷ ساعت ۱۵:۵۸:۲۰ گفته:

     غذا ه که سم نداشته فقط آیان به جای نمک توش شکر ریخته 



    مرضیه مهرپرور در تاریخ ۱۳۹۳/۰۵/۱۰ ساعت ۰۱:۴۱:۱۴ گفته:

    می شه لطف کنید همه قسمت های سریال قبول می کنم برام ایمیل کنید.




    تمام حق و حقوق برای این پایگاه محفوظ است