< داستان قسمت 40 سریال قبول می کنم | دانلود آهنگ جدید,کلیپ جدید,عکس
  

ارسال شده در تاریخ ۱۳۹۲/۱۲/۲۲ | مرتبط با : سریال قبول می کنم | ۴ دیدگاه

•●ஜ خلاصه قسمت ۴۰ سریال قبول میکنم ஜ●•

1902755 677132042325330 379407460 n •●ஜ خلاصه قسمت 40 سریال قبول میکنم ஜ●•

خلاصه قسمت ۴۰

قسمت ۴۰…
نهضت داره با مامان بزرگش حرف میزنه و مادر بزرگه داره دعا میکنه و نهضت میگه بابا مادر داداش اسدو دوست داره هنوز که مادره میگه بعضی عشقا هستن که سالهام فاصله بینشون بیوفته از بین نمیره و فراموش نمیشه و نهضت میگه من دلشادو ندیدم ولی تعریفشو شنیدم و یه روز چند تا پسر مزاحم منو خواهر نیکات شدن که داداش اسد نجاتمون داد و اونجا یه حس خوبی داشتم که کنارشم داداش خیلی خوبه پس چرا خاله راضیه مخالفشه و همون موقع شیرین میاد و اینا حرفشونو عوض میکنن که شیرین میگه راجب دلشاد حرف میزدید….
توی بیمارستان دکتر به رشید میگه که یه معجزه بود همه چیز داشت تموم میشد ولی با ورود شما انرژی گرفت و به زندگی برگشت و اسد میشنوه و رشید میره دستشو میزاره رو شونه اسد و اسد میگه دیگه برو و میره ….

لطفا جهت مشاهده کامل به ادامه مطلب مراجعه نمایید…

ادامه مطلب . . .



تمام حق و حقوق برای این پایگاه محفوظ است